حكايات مديريتي

ساربان و شتر

شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ | 1,328 بازدید

 بزرگی با حال بدی در بستر بیماری، خود را در آستانه مرگ دید. بنابراین از فرزندان و مریدان خود خواست که از کوچک و بزرگ در شهر برای او حلالیت بگیرند و کسی را از قلم نیاندازند تا با خاطری آسوده‌تر رهسپار سرای باقی شود. فرزندان و مریدان شیخ در شهر گشتند و از هر […]

چقدر به هم بدهکاریم؟

دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ | 1,048 بازدید

ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین […]

اهمیت تمیزی و انضباط در کار

چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ | 1,206 بازدید

خاطره ای از علی سعیدی، پیرمردی یزدی که در صورت زنده بودن باید ۸۸ ساله باشد. او نقل می کند: با مدرک ابتدائی سال ۱۳۱۵ استخدام وزارت نفت شدم و سال ۱۳۵۰ که بازنشسته شدم لیسانس فنی داشتم. اوایل استخدام نوبت من شد تا کف کارگاه را نظافت کنم، اما نکردم. هر چه نصیحتم کردند، […]

نقش مدیریت

چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ | 1,066 بازدید

امتحان گزینش مدیریت بود. از داوطلبان خواسته می‌شد تا بر روی تخت سیاه کلاس محل آزمون، در حالی که تخته پر بود از یادداشت‌های دانش‌آموزان، کلمه مدیریت را بنویسند. نفر اول با کمی دقت توانست جایی خالی پیدا کند و کلمه مدیریت را نوشت. دومی دقت بیشتری به خرج داد تا محلی را بیابد و […]

انگشت شکسته

چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ | 983 بازدید

یک روز مریضی با حالتی درمانده نزد طبیب رفت و به او گفت که بیماری عجیبی به جانش افتاده و هر جای بدنش را که فشار می‌دهد دردی عظیم و جانکاه او را فرا می‌گیرد و این درد آن‌قدر زیاد است که به گریه می‌افتد. نمی‌داند دچار چه نفرینی شده است که همه قسمت‌های سالم بدنش ناگهان […]

حکایت تیز کردن اره

چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ | 1,197 بازدید

روزی مردی از کنار جنگلی می‌گذشت مرد دیگری را دید که با ارّه‌ای کند به سختی مشغول بریدن شاخه‌های درختان است‌. پرسید ای مرد: “چرا ارّه ات را تیز نمی‌کنی تا سریع‌تر شاخه‌ها را ببری؟”‌. مرد گفت‌: “‌وقت ندارم باید هیزم‌ها را تحویل بدهم کارم خیلی زیاد است و حتی گاه‌، شب‌ها هم کار می‌کنم تا سفارش‌ها […]

حکایت باغبان نگون‌بخت و دزدها

شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ | 1,102 بازدید

روزی حاکم شهری دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن بزنند. وزیر حاکم که مردی خردمند بود پیش حاکم رفت تا علت را جویا شود و جان باغبان بیچاره را نجات دهد. وزیر پس از انجام تشریفات معمول پرسید: «حاکم به سلامت باد، چه گناهی از این نگون بخت سر زده که […]

بی‌گدار به آب نزنید

پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ | 1,100 بازدید

یک روز فروشنده‌ای جوان که البته خود را بازاریاب نیز می‌دانست برای فروش جاروبرقی خود به درب خانه‌ای مراجعه کرد. به محض این که خانم خانه درب را گشود، فروشنده کیسه‌ای کود را وسط خانه‌ی وی ریخت و با اطمینان گفت: “جاروبرقی پیشنهادی من می‌تواند تمام این کودها را در یک دقیقه جمع‌آوری کند.” خانم […]

شما کدام یک را سوار می‌کنید؟

پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ | 947 بازدید

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند؛ * یک پیرزن که در […]

دعا کردن و سیگار کشیدن

یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۲ | 1,020 بازدید

در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟»ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟»جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد«جناب كشيش،...

کارگاه ودوره‌های آموزشی تخصصی

در راستاي معرفي دوره‌هاي آموزشي كلينيك فروش همايش‌هايي توسط اين موسسه برگزار مي‌گردد كه هنرجويان و صاحبان مشاغل ضمن آشنايي با محتواي دوره‌ي آموزشي، مي‌توانند در انتخاب بهترين زمان براي حضور در دوره‌ها تصميم‌گيري مناسب‌تري داشته باشند.

برای ثبت نام اولیه، در دوره‌های آموزشی فرم مقابل را پر کنید :